محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

362

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و غشاء سوم ، مسمّى به « انفُس » است به جهت آن كه ملاقى به نفس جنين مىباشد . و به مثابهء ظرفى و كيسه‌اى است براى ريختن عرق جنين در آن ؛ براى آن كه چون غذاى آن بسيار رقيق صافى لطيف است ، فضول آن به بول و عرق مندفع مىگردد : براى بول آن غشاء دوم است - چنان چه ذكر يافت - ، و براى عرقِ آن ، اين غشاء . و تتمّه فضول آن كه در بدن جنين بماند و مندفع نگردد و بعد از تولّد هر وقت طبيعت مدبّرهء بدنيه در آن اجتماعى و استعدادى يابد ، در عضوى و مكانى خاص و يا در جميع بدن به عنوان خارش و جَرَب و بُثور و جوشش‌ها و دماميل و خراجات و يا جُدَرى - كه آبله نامند - و حميقا و حصبا و غيرها در آن غليانى داده [ و ] بر سبيل بحران دفع نمايد و بدن را از آن نقى و صافى گرداند . و بدان كه آن غشاء سوم چون ملاصق بدن جنين است ، لهذا از همه اغشيه نرم‌تر و رقيق‌تر است تا اذيت به بدن جنين نرساند . و فايدهء ريختن عرق و رطوبات در آن غشاء : سبكى جنين است و ثقيل نبودن و زور نياوردن بر رحم نيز در هنگام ولادت شكافته شدن و ريختن آن است در رحم ، و معين بر انزلاق [ و ] ارخاء رحم بودن ، و اخراج جنين است به سهولت ؛ زيرا كه به سبب ماندن عرق در آن مدّتى ، لزوجتى به هم مىرساند . و همچنين بول آن در آن غشاء . و بدان كه تنفّس جنين در رحم با تنفّس مادرِ آن است از منافذ شرائين . و همچنين تغذيهء آن به اعتبار اتّصال شريان و وريد مادر آن . بدان كه يكى از فوايدِ اتّصال آن هر دو است بدان - علاوهء آن چه ذكر يافت - . امّا سبب ذكورت و انوثت و علامات هر يك : ببايد دانست كه اكثر تكوّن جنينِ ذكر ، مىباشد در جانب ايمن رحم مادر او و حركت آن ظاهر مىگردد در آن جانب ، و اكثر تكوّن جنينِ انثى ، در جانب ايسر رحم مادر او و حركت آن نيز بدان جانب ظاهر مىگردد . و سبب اين ، آن است كه ذكر محتاج به حرارت زياده از انثى است و جانب ايمن ، به جهت مقاربت به كبد ، گرم‌تر از ايسر است . و خصيهء زن كه اخراج مىيابد از آن منى به